یه زخمی خاطره ام لحظه به لحظه تا جنون خسته از این نامردمی تو قرن آخر زمون یه مرد تنها می خونه به یاد تو ای بی زبون
نا رفیق قلب شو شکست تا پرستو چشماشو بست
پرنده رها ز تن چشماشو بست روی خطر تو بهت خواب شیشه ای تنهام گذاشت بی هم سفر برسه زدم تو کوچه ها به یاد هر لب خند تو در خود شکستم بی صدا با هر ندای قلب تو
یک شب صبح نما ی تلخ پرستو پر کشید و رفت مردم تو این ثانیه ها اثیر حرف نارفیق رفتم پرستو پر کشید بی من ولی با یه امید
نا رفیق قلب شو شکست تا پرستو چشماشو بست
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] برسه زدم تو کوچه ها به یاد هر لب خند تو در خود شکستم بی صدا با هر ندای قلب تو
فرستنده متن : mahyar_r_p
|